مرد...
-
تاریخ: 1398/1/18 ساعت: 12:48
روﺯ مرد نداشتند ...ولی روزها رﺍ مردانه ساختند! تنها جورﺍبشان سوراخ نبودکه پیکرشان هم سوراخ بود، دست ، پا ، قلب ،سر ... سوراخ اﺯ گلوله و ترکش ...دلنوشت :باشد تا بعضی ها خجالت بکشند...
خواب ...
-
تاریخ: 1398/1/18 ساعت: 12:48
خستم ...خیلی خسته ...فقط دلم میخواد بخوابم ...!
ساده ...
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 21:52
آدمهای ساده را دوست دارمهمان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند.همان ها که برای همه لبخند دارند.همان ها که همیشه هستند،برای همه هستند.آدمهای ساده راباید مثل یک تابلوی نقاشیساعتها تماشا کرد؛عمر شان کوتاه
دعا
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 21:52
نجیب ...
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 21:52
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم رم دادن صید خود از آغاز غلط بود حالا که رماندی و رمیدیم ،
لااله الا انت...
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 21:52
من آن گلبرگ مغرورمکه می میرم ز بی آبیولی با ذلت و خواریپی شبنم نمی گردم...
امید ...
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 21:52
کسی هست ...؟!
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 21:52
بس حلقه زدم بر در و حرفى نشنيدم،من هيچ كسم،يا كه درين خانه كسى نيست؟! بيدل شیرازی
تنهایی...
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 21:52
آمدم نبودید ...
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 21:52
آمدم... بارها ... اما کسی درب را باز نکرد ...! رفتم...
جمعه ات به خیر …
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 15:39
جمعه ات به خیرهر کجا هستی به یاد من باشمن با تو چای نوشیده امسفرها کرده اماز جنگلاز دریاکنار تـــو شعرها نوشته امبه آسمان آبی پرخاطرهاز تو گفته امتو را خواسته اماي رویای گم شدههر کجا هستی جمعه ات به خیر …
جمعه ...
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 15:39
دست خودش نیست غروب جمعه عطر نبودن دارد بسان دختری با موهاي بافته، که در پشت پنجره قدیمی خانه چشم به راه مسافری نشسته است که بلیط برگشتش را گم کرده و یا پیرمردی که فراموشی دارد و آدرس خانه را، جا گذاشت
...
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 15:39
آرزو ...
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 15:39
آرزو ها وقتی برآورده میشن که دیگه به درد نمیخورن ... مث دوچرخه کوچولوی بچگیت،عروسک خوشکل گوشه ی ویترین ،که هیچوقت برات نخریدن... مث جواب هایی که بعد دعوا به ذهنت میرسن... بعضی آرزوها وقتی برآورده میشن
رفتی....
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 15:39
رفتی و در رکابت دل رفت و صبر و دانشبازآ که نیم جانی بهر نثار دارم ... سعدی
حافظه...
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 15:39
حافظه ی خوب زیاد هم خوب نیست ... گاهی چیزایی یادت میاد که نباید یادت بیاد ... گاهی چیزایی یادت میمونه که نباید بمونه ...
بی خوابی ...
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 15:39
تو زندگی یه وقتایی پیش میاد که آدم یه نیمه شب وقتی بی خوابی میزنه به سرش،روزای گذشتشو که ورق میزنه ،تک تک آدمایی که بهشون خوبی کرده از ذهنش عبور میکنن،وقتی میبینه اونایی که بهش ظلم کردن چقدر زیادن ... اونوقته که آدم دوس داره همین امشب که میخوابه دیگه بیدار نشه ... آدم دوس داره بره روبه روی خدا بشینه...
جا مانده ...
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 15:39
قصه ...
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 15:39
یه دوست خیلی خوب ،با حیا ،به شدت خجالتی و کم رو دارم که یه دوست اینترنتیشو 6 سال میشناخت... یه روزی کلی از درد و دل کردناو کمکاش به دختره،تو انتخاب رشته،خواستگارای دختره و ... ، از خاکی بودنو خوبیای د
باید رفت ...
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 15:39
با اینهمه تلگرام اینستا واتساپ و... سرگرمی که همه دارن ... هرکی تو بلاگفا میاد فکر کنم خیلی تنهاس ... نمیدونم...شاید . دیگه باید از اینجام رفت که دیگه کلا هیچ جا هیشکی نباشه ... سرور بلاگفا پرید ،وبلاگ من پاک نشد . اما شاید بعد از نزدیک به 8 سال همین روزا پاک کردم وبلاگو ..